مهدى حائرى يزدى

پيشگفتار 11

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم پيشگفتار مترجم علوم تصورى و تصديقى يا آگاهى و گواهىهائى كه ما از دنياى بيرون از ذهن و جهان پيرامون خود و بالاخره از آفاق و انفس بدست مىآوريم همه علوم حصولى ارتسامى ما هستند كه ارتباط « اين همانى » ما را با هستى و هستى را با ما برقرار مىسازند . و اين بدان معناست كه ما از طريق همين ادراكات تصورى و تصديقى مىتوانيم كل هستى عينى و هستى كل را در دم به جهان هستى علمى مبدل ساخته و به طرفة العين كه اشاره به حذف فواصل زمان و مكان است عرش و كرسى و ملك و ملكوت را در پيشگاه داورى و حاكميت عقل خويش به حضور خود فراخوانيم و از اين رهگذر تفاوت ميان هستى جزء خويش را با هستى كل به تساوى كل و جزء واژگون سازيم تا به‌وضوح مدلل گردد كه اصلا قواعد علم و معرفت نه‌تنها از حوزهء پديده‌ها و ابعاد طبيعت بيرون است بلكه چون از مسائل شناخت برترين است اين قواعد بر اصول موضوعهء رياضيات كه تساوى جزء و كل را محكوم مىكند حاكميت دارد . همين علوم تصورى و تصديقى است كه نفس را از يك وجود طبيعى جزئى به يك جهان عقلانى كه مساوى با جهان هستى عينى است مبدل مىسازد . « الفلسفة صيرورة النفس عالما عقليا مضاهيا للعالم العينى » ابن سينا در تعريف فلسفهء نظرى و علمى مىگويد : فلسفهء نظرى استكمال قوهء نظرى نفس براى نيل و وصول به عقل بالفعل است . و اين استكمال از طريق علوم تصورى و تصديقى به امورى كه از حوزهء اعمال و احوال ما بيرون است ميسر مىگردد . . . فلسفهء عملى نيز استكمال قوهء نظرى نفس است از طريق علوم تصورى و تصديقى به امورى كه از اعمال و كردار ما سرچشمه مىگيرد . . .